خواجه نصير الدين الطوسي

539

اخلاق محتشمى ( فارسى )

در سخنان فيثاغورس حكيم آمده است كه : خساسة الانسان تعرف بشيئين : بان يكثر كلامه فيما لا ينتفع به ، او يخبر بما لا يسئل عنه ، معنى : آنست كه ناكسى و دنائت مردم ، به دو چيز توان شناخت : ( يكى آنكه در كارى كه او را از آن انتفاعى نباشد سخن بسيار گويد ، ) و ديگر آنكه آنچه از او نپرسند خبر دهد و حكايت كند . شعر : ان كان منطق ناطق من فضّة * فالصّمت درّ زانه « 1 » الياقوت ( 34 ) اى پسر ! چون بر « 2 » مائده‌اى حاضر باشى بموضعى كه طعام از آنجا آرند « 3 » نظر ميفكن « 4 » ، و به آن طرف التفات منماى ، و در آن مقام عنان تمالك بدست دار ، و بر خود مالك باش . و اول كسى مباش كه دست [ بطعام برد ، و سبقت جايز مشمار ، و آخر كسى مباش كه دست [ از ] نان « 5 » و خوان « 6 » بكشد ، كه همه كس بشره نفس و غلبهء حرص تو حكم كنند « 7 » ، و بسورت شهوت معروف و موصوف گردى ، پس در چنين مواطن و مواضع از امثال اين « 8 » عادات و وصمتها [ 28 پ ] كه ياد كردم اجتناب نماى ، و در تصبّر و تثبّت و تأنّى اعتصام لازم شناس ، كه هر كه باندك قناعت نمايد از بسيار انتفاع نيابد .

--> ( 1 ) - خ : بل انه . ( 2 ) - خ : در . ( 3 ) - خ : ميآرند . ( 4 ) - خ : مفكن . ( 5 ) - خ : بنان . ( 6 ) - ص : خان . ( 7 ) - خ : كند . ( 8 ) - خ : آن .